ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

382

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

با توجّه به توضيح فوق دانشمندان گفته‌اند : با اين بيان بين گفتهء خداوند تعالى كه فرمود : وَإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا وبين استثناى إبليس از فرشتگان كه اقتضاى آن فرشته بودن إبليس است فرقى نمىماند . فرشته بودن إبليس به اعتبار عبادت وتمسّك أو به شريعت است وجنّ بودن إبليس به اعتبار ذات اوست . إبليس به اعتبار عبادت فرشته بود . ولى بعد به اعتبار سرپيچى شيطان ناميده شده است . همچنين است جنيان [ بنا بر اين إبليس به اعتبار ذات جنّ وبه اعتبار عبادت فرشته وبه اعتبار سرپيچى از فرمان پروردگار شيطان است ] . مقدّمهء سوّم - دانشمندان مىگويند هر چه زاد وولد مىكند لازم نيست كه در آغاز از مادرى متولّد شده باشد ودر اين مورد مثالهايى آورده وگفته‌اند : مثلًا عقرب از بادروج ( ريحان ) ومغز نان پديد مىآيد وزنبور [ چنان كه گفته‌اند ] از سوختهء استخوان گوساله نابالغ ، وموش از ريگ ريزه وخاك آفريده شده ومانند اينها « 42 » . سپس از اينها موجوداتى متولّد مىشوند وبر مبناى زاد وولد نوع آن حيوان باقي مىماند با توجّه به اينها ، مانعى نيست كه انسان در أول خلقت چنين باشد . يعنى اوّلين شخص از خاك آفريده شده باشد وسپس نوع آن از زاد وولد ادامه يابد با توجّه به توضيح فوق وقتي كه آدم به طور مطلق در عبارت دانشمندان به كار مىرود گاهى مقصود امر جزئي است وگاهى امر كلّى . مقصود از امر جزئي اوّل شخص است كه از اين نوع پديد آمده است وبر همين معناى چيزى حمل كرده‌اند سخن حق تعالى را كه فرمود : إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ « 43 » واين

--> ( 42 ) نظر شارح يك نظر قديمى است كه با علم امروز حتّى خداشناسى وفق نمىدهد زيرا پيدايش موجود زنده در سلسلهء علل از موجود غير زنده محال است مگر اين كه مقصود ابتداى خلقت باشد كه در آن صورت آغاز پيدايش است ونه سلسلهء علل . - م . ( 43 ) سورهء آل عمران ( 3 ) : آيهء ( 59 ) : همانا مثل خلقت عيسى در نزد خداوند مثل آدم است كه از خاك آفريده شد .